ذبيح الله صفا

1253

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

كه نوشته‌ام « 1 » . فريدون از پيروان و نزديكان مولوى ( م 672 ه ) بوده و چنان كه خود مدّعى است مدت چهل سال از عمر خويش را با ديگر اكابر زمان در مصاحبت مولانا گذرانيد « 2 » و از جمله « متأخران اصحاب » او بود « 3 » و اگر اين عدد 40 را از 672 كه سال رحلت « خداوندگار » است بكاهيم عدد 632 بدست مىآيد يعنى آنكه ارادت فريدون به « خداوندگار » از سال 632 هجرى آغاز شد و چون از فحواى عبارت فريدون در همين مورد « 4 » تقريبا چنين برمىآيد كه او در روزگار جوانى سعادت اين تشرّف حاصل كرد ، پس قاعدة بايد در حدود 610 - 615 هجرى ولادت يافته باشد . وى مدّتى بعد از وفات مولانا يعنى چندگاهى بعد از سال 672 بتأليف كتابى در شرح احوال او مبادرت كرد . از آغاز كار فريدون در تدوين ترجمهء احوال « خداوندگار » اطلاع صريحى در دست نيست جز آنكه او خود در ديباچهء كتاب مىگويد كه بعد از وفات مولانا يكى از ياران به دو گفت « نزديك شد كه تمامت پيران و عزيزان كه جمال زيباى آن حضرت را مشاهده كرده‌اند به كلى روى در پردهء غيب كشند و آثار و كرامات و اخبارى كه به عين اليقين مشاهده كرده‌اند قيد ناكرده و برسائل نپرداخته عالمى را محروم گذارند . . . » « 5 » و به همين سبب او را بتأليف كتابى درين زمينه دعوت كرد . پس فريدون تأليف كتاب خود را مدتى دراز بعد از وفات مولانا كه طبقهء متأخّران اصحاب او يك بيك بدار بقا مىشتافتند آغاز نمود و اين بايد مثلا مصادف با اواخر قرن هفتم يا اوايل قرن هشتم بوده باشد يعنى در دورهء جانشينى حسام الدين چلبى كه از 672 تا 684 بود يا در

--> ( 1 ) - رسالهء فريدون بن احمد سپهسالار چاپ تهران ، 1325 شمسى ، ص 4 . ( 2 ) - ايضا ص 6 . ( 3 ) - ايضا ص 7 . ( 4 ) - « چنين گويد اقل العبيد . . . كه از اول عهد صبا محبت و اخلاص اين طايفه در دل و جان اين ضعيف اثر عظيم داشت تا عاقبت باد سعادت بوزيد و اين ضعيف و فقير حقير را ببارگاه مقدس حضرت خداوندگارم . . . باز رسانيد . . . » ( 5 ) - رسالهء سپهسالار ص 7